«اضطراب، افسردگی و نیروی شفا‌بخش خاک» چگونه باغبانی می‌تواند به بازسیم‌کشی ذهن و درمان بیماری‌های روانی کمک کند؟ آیا به یاد دارید آخرین باری که دستانتان را در خاک فرو بردید چه زمانی بود؟ شاید بعضی از ما بگوییم: «بله، همین آخر هفته چند نهال کاشتم یا دور باغچه را مالچ ریختم!» اما برای بیشتر افراد، شاید لازم باشد تا کودکی‌مان را به یاد بیاوریم تا آخرین برخورد واقعی‌مان با خاک را به خاطر آوریم.

در همین حال، بیش از ۲۰ درصد از مردم در جهان توسعه‌یافته در طول زندگی خود درجاتی از افسردگی یا اضطراب را تجربه می‌کنند؛ با دوره‌های زمانی متفاوت، میزان دسترسی گوناگون به درمان، و نتایج مختلف. گرچه روان‌درمانی و دارودرمانی شناخته‌شده‌ترین راه‌های درمان هستند، اما پژوهش‌های زیادی نشان داده‌اند که روش‌های خودمراقبتی نیز می‌توانند علائم این اختلالات را کاهش دهند. اما خاک چه ربطی به افسردگی و اضطراب دارد؟ در پانزده سال گذشته، مجموعه‌ای از پژوهش‌ها کم‌کم سازوکاری قدرتمند از شفا درست زیر پای ما را آشکار کرده‌اند: خاک! دقیق‌تر بگوییم، رشد دادن گیاهان در آن (یعنی باغبانی).

شاید همه‌ی ما خاله یا همسایه‌ای داریم که به باغش عشق می‌ورزد، و اغلب تصور می‌کنیم این کاری است مخصوص بازنشستگان یا آدم‌های بسیار آرام و سالم. اما اگر از او بپرسید چه چیزی در باغبانی جذاب است، احتمالاً از پاسخ او شگفت‌زده می‌شوید: او می‌گوید باغبانی به او آرامش، تمرکز، خلوت با خود و احساس معنا می‌دهد ، چیزهایی که همه‌ی ما، حتی پرمشغله‌ترین افراد، به‌شدت به آن نیاز داریم.

انعطاف‌پذیری عصبی؛ در بیماری و سلامت پژوهش‌های جدید در علوم اعصاب نشان می‌دهند که اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب در اصل وضعیت‌هایی فیزیولوژیک‌اند، نه صرفاً هیجانی یا ذهنی. برای مثال، وقتی افسردگی را از یکی از والدین به ارث می‌بریم، در واقع الگوهای خاصی از دستگاه عصبی را به ارث برده‌ایم. این الگوها، در تعامل با تجربه‌های زندگی ما، کُدی را در مغز می‌نویسند که زمینه‌ساز بروز بیماری روانی می‌شود. ما در دو بازه از زندگی بیش از هر زمان دیگری مستعد «سیم‌کشی» برای بیماری روانی هستیم: در کودکی و در دوران استرس مزمن بزرگسالی. در این دوره‌ها، دستگاه عصبی خودمختار (ANS) یاد می‌گیرد که جهان «ناامن» است، حتی زمانی که واقعاً امن هستیم.

اما خبر خوب این است که مغز ما می‌تواند دوباره آموزش ببیند. ما در هر سنی می‌توانیم به مغز بیاموزیم که احساس امنیت کند و بین حالت‌های «امن» و «ناامن» به‌درستی جابه‌جا شود. ورود یک مداخله‌ی «گِلی» باغبانی یکی از مؤثرترین ابزارهای طبیعی برای بازآموزی دستگاه عصبی است. تحقیقات جدید نشان می‌دهند که این فعالیت به نوعی «تنظیم مجدد کامل» برای دستگاه عصبیِ خسته، مختل یا آسیب‌دیده محسوب می‌شود. دلیلش هم این است که باغبانی مجموعه‌ای از عواملی را در خود دارد که هر یک به‌تنهایی در کاهش اضطراب و افسردگی مؤثرند:

۱. ریتم و تکرار ما می‌دانیم که روتین و تکرار برای سلامت روان مفیدند. باغبانی روتینی خاص را به ما تحمیل می‌کند، اما نه با فشار یا اجبار بیرونی، بلکه از سوی خود طبیعت. اگر علف‌های هرز را نچینیم، گیاهان‌مان ضعیف می‌شوند؛ باید در زمان مناسب آبیاری، هرس، برداشت و کاشت انجام دهیم. به‌مرور، بدن و ذهن‌مان با ریتم طبیعت هماهنگ می‌شوند. بهار برای کاشت، تابستان برای مراقبت، پاییز برای برداشت و زمستان برای استراحت. این تکرارهای روزمره و فصلی، دستگاه عصبی را بازشرطی‌سازی می‌کنند و احساس امنیت را در بدن تثبیت می‌سازند (Porges, 2017).

۲. زمان سبز حضور در فضاهای سبز ( از پارک و جنگل گرفته تا باغچه‌ی کوچک خانه ) موجب کاهش شاخص‌های فیزیولوژیک استرس می‌شود. مطالعات نشان داده‌اند که چنین محیط‌هایی سطح کورتیزول و فشار خون را کاهش داده و تنوع ضربان قلب (HRV) را افزایش می‌دهند (Shuda et al., 2020). این تغییرات نشانگر فعال شدن «عصب واگ قدامی» یا همان دکمه‌ی طبیعی آرام‌سازی بدن‌اند. در نتیجه، فعالیت بیش از حد سیستم «جنگ یا گریز» کاهش می‌یابد و اضطراب و افسردگی فروکش می‌کنند. ۳. پروزاک طبیعی به نظر می‌رسد خاک خود حاوی میکروب‌هایی با خاصیت ضدافسردگی است! پژوهش‌ها نشان داده‌اند که برخی باکتری‌ها و قارچ‌های موجود در خاک می‌توانند تولید انتقال‌دهنده‌های عصبی را تحریک کنند. یکی از این باکتری‌ها به نام Mycobacterium vaccae باعث افزایش تولید سروتونین در موش‌ها شده و توان مقابله با استرس و عملکرد شناختی را بهبود می‌بخشد (Matthews et al., 2013; Juarez et al., 2022). ۴. خاکِ حاصلخیز برای انعطاف‌پذیری عصبی هنگام باغبانی ما در معرض نور خورشید، حرکت بدنی، تمرکز ذهنی و خلاقیت قرار می‌گیریم و همه‌ی این‌ها باعث افزایش تولید عامل نورون‌زای مشتق از مغز (BDNF) می‌شوند. این پروتئین رشد و انعطاف‌پذیری نورونی را بالا می‌برد و به مغز اجازه می‌دهد مسیرهای تازه و سالم‌تر بسازد. به بیان استعاری، باغبانی مانند «کود ذهن» عمل می‌کند!

۵. ارتباط و اجتماع بسیاری از افراد در باغ‌هایشان به تنهایی کار می‌کنند و از این خلوت لذت می‌برند. اما باغبانی گروهی نیز لایه‌ای دیگر از شفابخشی را می‌افزاید. ارتباط اجتماعی یکی از ضروری‌ترین عناصر سلامت روان است (Porges, 2017). بنابراین، شرکت در باغ‌های اشتراکی یا گروه‌های باغبانی می‌تواند اثرات درمانی را چند برابر کند. برنامه‌های درمانی مبتنی بر باغبانی نیز در بسیاری از مراکز بازتوانی روانی مورد استفاده‌اند و ترکیبی از روان‌درمانی، تغذیه سالم و فعالیت فیزیکی را در بستری امن فراهم می‌کنند. سخن پایانی ایده‌ی «بازسیم‌کشی مغزِ افسرده یا مضطرب» شاید در ابتدا دشوار به نظر برسد. اما اگر ذهن‌مان را چون یک باغچه‌ی درونی تصور کنیم، همه‌چیز روشن‌تر می‌شود: ما می‌توانیم بذر آنچه را می‌خواهیم بکاریم، آن را پرورش دهیم، و علف‌های هرزِ ناخواسته را با مهربانی اما قاطعانه بیرون بکشیم. برخی از این علف‌های هرز شاید در کنار جویبار یا کنار جاده مفید باشند، اما اینجا باغ توست —و تو تصمیم می‌گیری چه چیزی در آن رشد کند. این فرایند نیازمند تکرار و مراقبت مداوم است، اما در دل همین کار تکراری، آرامشی عمیق نهفته است.

منابع:

Porges, S. W. (2017). The Pocket Guide to the Polyvagal Theory: The Transformative Power of Feeling Safe. W. W. Norton. Kotera, Y., Lyons, M., Vione, K.C., & Norton, B. (2021). Effect of Nature Walks on Depression and Anxiety: A Systematic Review. Sustainability, 13, 4015. Kotera, Y., Richardson, M., & Sheffield, D. (2020). Effects of Shinrin-Yoku (Forest Bathing) and Nature Therapy on Mental Health: a Systematic Review and Meta-analysis. International Journal of Mental Health and Addiction, 20, 337-361. Shuda, Q., Bougoulias, M.E., & Kass, R. (2020). Effect of nature exposure on perceived and physiologic stress: A systematic review. Complementary therapies in medicine, 53, 102514. Matthews, D.M., & Jenks, S.M. (2013). Ingestion of Mycobacterium vaccae decreases anxiety-related behavior and improves learning in mice. Behavioural Processes, 96, 27-35. Juarez, V.M., Montalbine, A.N., & Singh, A. (2022). Microbiome as an immune regulator in health, disease, and therapeutics. Advanced drug delivery reviews, 114400. Brunoni, A.R., Lopes, M., & Fregni, F. (2008). A systematic review and meta-analysis of clinical studies on major depression and BDNF levels: implications for the role of neuroplasticity in depression. The international journal of neuropsychopharmacology, 11 8, 1169-80.