تأثیرات و علل شکلگیری فتیش از دیدگاه روانشناسی
فتیش (Fetishism) به تمایل جنسی خاصی اشاره دارد که فرد نسبت به یک شیء خاص، بخش خاصی از بدن یا یک ویژگی خاص جنسی پیدا میکند. این تمایلات جنسی ممکن است باعث تحریک جنسی فرد شوند و اغلب بهعنوان یک ویژگی ثابت و تکراری در رفتار جنسی فرد ظاهر میشوند. فتیشها میتوانند شامل تمایل به لباسهای خاص، قسمتهایی از بدن مانند پا، یا شیء خاصی مانند چرم، لاستیک یا جوراب باشند.
در این مقاله، به بررسی علل شکلگیری فتیش از منظر روانکاوی (به ویژه نظریات زیگموند فروید) و روانشناسی خواهیم پرداخت و بررسی میکنیم که چگونه عوامل روانشناختی، اجتماعی و تجربیات فردی ممکن است در این فرآیند نقش ایفا کنن
1- فتیش از دیدگاه روانکاوی:
نظریه فروید و تأثیرات آن
از دیدگاه روانکاوی، بهویژه از منظر فروید، فتیش بهعنوان یک نوع سازگاری با اضطرابها و تنشهای جنسی مطرح میشود. فروید بر این باور بود که فتیشها میتوانند از سرکوبهای جنسی و اختلالات در دوران کودکی ناشی شوند. طبق نظریه فروید، فرآیندهایی مانند مرحله اختگی (Castration Complex) میتوانند به شکلگیری فتیشها منجر شوند. این به این معناست که کودکان در دوران رشد با کشف و سرکوب میل جنسی خود در مواجهه با فشارهای اجتماعی و فرهنگی روبهرو هستند و این سرکوبها میتواند منجر به انحرافات جنسی و علاقهمندی به اشیاء خاص شود.
فروید بهطور خاص مطرح میکرد که وقتی یک کودک شاهد اختگی یا تهدید به آن در دوران رشد باشد، این تهدید به شکل یک اضطراب عمیق در روان او باقی میماند و ممکن است بهصورت ناخودآگاه به شیء خاصی منتقل شود تا اضطراب ناشی از تهدیدات جنسی و اختگی کاهش یابد. برای مثال، فرد ممکن است بهطور ناخودآگاه علاقهای به پاها یا کفشها پیدا کند، زیرا این قسمتها بهعنوان نمایانگر قدرت و امنیت در برابر تهدیدات جنسی در ذهن او شکل گرفتهاند.
فتیش بهعنوان جبران یا جابجایی:
در نظریههای فرویدی، فتیش بهعنوان یک نوع "جابجایی" نیز توصیف میشود. جابجایی به این معنی است که یک میل جنسی یا تحریک جنسی از یک شیء یا وضعیت معین به شیء یا وضعیت دیگری که بهطور ابتدایی از نظر جنسی بیربط است، منتقل میشود. در اینجا، شیء خاص (مثلاً یک لباس خاص یا یک بخش از بدن) بهطور ناخودآگاه به عنوان نمادی از تجربه جنسی یا محرک جنسی در نظر گرفته میشود.
2- فتیش از دیدگاه روانشناسی:
نظریههای شرطیسازی و یادگیری:
در روانشناسی رفتاری، فتیشها میتوانند بهعنوان نتیجه فرآیندهای شرطیسازی در نظر گرفته شوند. طبق نظریههای شرطیسازی، مانند نظریههای پاولوف و اسکینر، فتیشها ممکن است بهواسطه تکرار تجربههای خاص در زمانهای حساس جنسی یا رشد فردی شکل بگیرند.
به عبارت دیگر، زمانی که فرد در دوران کودکی یا نوجوانی تجربهای جنسی با یک شیء خاص (مثل لباسهای خاص یا برخی ویژگیهای بدن) داشته باشد، مغز او ممکن است این شیء را بهطور ناخودآگاه با تحریک جنسی مرتبط کند. در نتیجه، در آینده، فرد بهطور خودکار هنگام مواجهه با این شیء خاص، تحریک جنسی را تجربه میکند. این فرآیند میتواند بهطور ناخودآگاه رخ دهد و در بسیاری از موارد فرد از ریشه و علت دقیق فتیش خود بیخبر است.
تأثیرات اجتماعی و فرهنگی:
فتیشها میتوانند تحت تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز شکل بگیرند. برخی از روانشناسان معتقدند که فتیشها بهعنوان یک نوع "پاسخ تطبیقی" به هنجارهای اجتماعی و فرهنگی مشاهدهشده در جامعه شکل میگیرند. به عنوان مثال، در جوامعی که فشارهای اجتماعی زیادی برای رعایت رفتارهای جنسی معین وجود دارد، فرد ممکن است به دنبال "گریز" از این فشارها باشد و تمایل به رفتارهای جنسی غیرمعمول، از جمله فتیشها، پیدا کند. در چنین حالتی، فرد میتواند از طریق فتیشها بهنوعی احساس آزادی و استقلال جنسی دست یابد.
علاوه بر این، بعضی از نظریههای روانشناختی مانند نظریههای اجتماعی-فرهنگی معتقدند که فتیشها میتوانند بهعنوان بازتابی از تعاملات جنسی غیرمستقیم در دوران رشد فرد باشند. بهعنوان مثال، فرد ممکن است تجربههای متناقض یا مشکلساز در روابط جنسی خود داشته باشد که باعث ایجاد علاقهمندی به اشیاء خاص یا رفتارهای جنسی غیرمعمول میشود.
دیدگاههای روانشناسی تکاملی:
در روانشناسی تکاملی، برخی محققان بر این باورند که فتیشها ممکن است از یک ضرورت تکاملی برای جلب توجه جنس مخالف به ویژگیهایی خاص یا نشانههای باروری شکل گرفته باشند. به عبارت دیگر، برخی ویژگیها مانند پاها، لباسهای خاص یا دیگر عناصر میتوانند بهعنوان نشانههایی از جذابیت جنسی در نظر گرفته شوند که بهطور ناخودآگاه برای فرد جلب توجه کنند. این دیدگاهها بهطور عمده بر اساس بررسی رفتارهای جنسی در حیوانات و تطابق آنها با انسانها شکل گرفتهاند.
3- نقش تجارب آسیبزا و اختلالات روانشناختی:
در برخی موارد، فتیشها میتوانند بهعنوان یک واکنش به تجارب آسیبزا یا اختلالات روانشناختی ایجاد شوند. برای مثال، افرادی که در دوران کودکی یا نوجوانی دچار آسیبهای جنسی یا سوءاستفاده شدهاند، ممکن است بهطور ناخودآگاه تمایلات فتیشیستی پیدا کنند. در این شرایط، فتیش ممکن است بهعنوان یک مکانیسم مقابلهای برای مدیریت اضطرابهای ناشی از این تجارب منفی عمل کند.
تحقیقات نشان دادهاند که بسیاری از افرادی که تمایلات فتیشیستی دارند، ممکن است تجربههای خاصی از فشارهای روانی، گناه یا اضطرابهای جنسی در دوران رشد خود داشته باشند. این افراد ممکن است بهدنبال یافتن راهی برای مقابله با این اضطرابها و احساسات منفی از طریق جلب توجه به ویژگیهای خاص یا شیءهایی باشند که بهطور خاص در حافظه جنسی آنها ثبت شدهاند.
نتیجهگیری:
فتیش یک پدیده پیچیده است که میتواند از ترکیبی از عوامل روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی ناشی شود. از دیدگاه روانکاوی، این تمایلات میتوانند نتیجه سرکوبهای جنسی یا اضطرابهای مرتبط با رشد کودکانه باشند، در حالی که از نظر روانشناسی رفتارشناختی، فتیشها میتوانند از فرآیندهای شرطیسازی و تجربههای شخصی ناشی شوند. این موضوع نشان میدهد که برای درک دقیقتر فتیش، باید به تاریخچه شخصی، محیط اجتماعی و تجربیات فرد توجه کرد.