طبق تعریف انجمن روانشناسان آمریکا (APA) و راهنمایDiagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM-5)، فتیش‌ها به خودی خود یک اختلال روانی محسوب نمی‌شوند، مگر اینکه به سطحی برسند که برای فرد مشکلات جدی روانی یا اجتماعی ایجاد کنند. در DSM-5، فتیش به عنوان یک اختلال پارافیلی در نظر گرفته می‌شود، اما فقط زمانی که فرد برای لذت جنسی به یک شیء یا بخش خاص از بدن (مثل پاها) به شدت وابسته باشد و این وابستگی باعث آسیب‌رسانی به فرد یا دیگران (مثلاً از نظر روانی، اجتماعی یا شغلی) شود.

 در چه شرایطی فتیش پا می‌تواند یک اختلال پارافیلی باشد؟

ضرورت شدید برای برانگیختگی جنسی: وقتی که فرد برای رسیدن به برانگیختگی جنسی و رضایت جنسی، تنها می‌تواند از طریق توجه و تمرکز شدید بر روی پاها (یا بخش‌های خاص دیگری از بدن) لذت ببرد و هیچ‌گونه برانگیختگی جنسی بدون آن شیء یا بخش بدن امکان‌پذیر نباشد.

 عوارض روانی یا اجتماعی: اگر فتیش پا باعث ایجاد مشکلات جدی در زندگی روزمره فرد، روابط بین فردی یا عملکرد اجتماعی و شغلی شود، مثل وقتی که فرد به دلیل تمایلات فتیشی خود دچار اضطراب، افسردگی، یا مشکلات ارتباطی با شریک جنسی خود شود، آنگاه می‌توان آن را یک اختلال پارافیلی در نظر گرفت.

تداوم و فوریت در نیاز به شیء یا بخش خاص: فتیش پا باید به مدت طولانی (حداقل شش ماه یا بیشتر) وجود داشته باشد و به نوعی الزام برای برانگیختگی جنسی تبدیل شده باشد تا بتوان آن را به‌عنوان اختلالی با نیازهای مکرر و فوریت در نظر گرفت. پس نتیجه‌گیری چیست؟ فتیش پا به خودی خود یک اختلال نیست، مگر اینکه فرد آن را به عنوان یک الگوی مداوم و ضروری برای برانگیختگی جنسی تجربه کند و این موضوع باعث مشکلات روانی، اجتماعی یا عملکردی جدی برای او شود. در این صورت، ممکن است به‌عنوان یک اختلال پارافیلی شناسایی شود که نیاز به درمان روانشناختی یا مشاوره دارد. در بسیاری از موارد، اگر این تمایل فتیشی هیچ‌گونه مشکلی در زندگی فرد ایجاد نکند و او قادر به کنترل آن باشد، فتیش به‌عنوان یک ترجیح یا تمایل جنسی خاص در نظر گرفته می‌شود و ممکن است هیچ‌گونه تشخیص اختلالی نیاز نداشته باشد.