“تأثیر جدایی والدین بر کودکان دارای اختلال اوتیسم یا ASD”

“جدایی” همیشه هم جهت با بر هم زدن ثبات برای زوجین و تمام افراد تحت تأثیر با آن اقدام رقم میخورد،
که کودکان، همیشه بازمانده هایی با ضرباتی عمیق و گسترده از این بحران بوده اند.
گاهی با عدم آگاهی و برخورد اشتباه والدین ممکن است تا سالیان سال این آسیب ها با آنها همراه باشد.
این موضوع، برای همه یِ کودکان در هر سنی که به عنوان فرزندی از آن خانواده میباشند، مهم است؛ اما یکی از مهم ترین طیف‌های آسیب پذیر بین فرزندان، “کودکانی با نیاز ویژه” هستند.
آنها در هنگام جدایی بیشترین آسیب هارا متحمل‌اند.
کودکان مبتلا به “اختلال اوتیسم” یکی از آن گروه هستند.
“اوتیسم” بیماری ای نه قابل سرایت و مسری که یک شیوه “عملکرد مغز” است.
عوامل ژنتیکی، عصبی_رشدی باعث آن اند و بر خلاف باور برخی، واکسنی برای جلوگیری از مبتلا به آن وجود ندارد و فرد مبتلا ناقلِ انتقال به دیگران نمیباشد.

“اوتیسم یا ASD”
سه سطح دارد:
*خفیف
*متوسط
*شدید

کودک مبتلا به اوتیسم در هر طیفی از سه سطح بالا که باشد، بیش از پیش، نیازمند حمایت والدین و مداخلات روانشناسی و مربی متخصص است .
چه بسا این کودکان در مواجه با این بحران نیاز بیشتری به امنیت بی قید و شرط دارند؛ اما در مقابل  دچار پرخاشگری بیشتر به دیگران، افراد امن و مراقبِ خود، به خصوص والد در دسترس و مربی دارند؛
زیرا نسبت به دوست داشتن آنها اطمینان کافی، و کمترین میزان رها شدگی را تجربه می‌کنند.
همچنین؛ در این موقعیت، کودک مبتلا به اوتیسم
به جهت نداشتن ادراک کافی و تفکیک موقعیت نسبت به اینکه
“جدایی والدین ارتباطی به بیماری آنها ندارد” 
مستعدِ “خود آزاری” بیشتر می‌باشد.
کودک با داشتن احساس گناه و احساس مسئولیت  بالا، به جهت سطح دلبستگی خودش با والدین، 
دچار “رها شدگی” می‌شود.
همچنین تصور میکند، مقصر تمام این مسائل
“نقص او “ و “تفاوت او” است.
بنابراین بیشترین خشم را نسبت به خودش دارد.

در ادامه به چند نکته بابت رعایت اقدامات و کیفیت رفتار والدین در مواجهه با
“بحران جدایی در برابر کودک اوتیسم “
میپردازیم:

۱. در دسترس بودن والدین:
کودک مبتلا به اوتیسم در شرایط جدایی بیشتر از قبل و بیشتر از دیگر کودکان نیاز به مراقبت و امنیت دارد، پس، حداقل یکی از والدین و تا حد امکان هر دو نفر، باید تا حد توان در دسترس کودک باشند,
تا روتین عادات کودک به طور کامل به هم نریزد و خللی به طور جدی در آن وارد نشود.

۲.عدم تغییر والد مراقب:
امکان زندگی و مراقبت از کودکان نزدِ پدر بزرگ و مادر بزرگ پس از جدایی والدین، امری طبیعی طلقی می‌شود،
اما این تغییر برای کودک مبتلا به اوتیسم قابل درک نیست و تمام علائم را برای او و بروز در محیط بیرون، تشدید می‌کند.

۳.عدم تغییر محل زندگی و سکونت، تا زمان پذیرشِ جدایی توسط کودک:این گروه از کودکان به جهتِ تکرار و تمرینِ آموزش ها در خانه که فضایی امن و آشنا هست، 
در صورت جابه جایی، شدیدا دچار اضطراب و استرس می‌شوند.
این تغییر و عدم‌ ثباتِ مکانی ، موجب افزایشِ کلیشه های رفتاری در آنها و کاهش ادراک از محیط و کناره گیری اجتماعی، به دلیلِ کاهشِ ارتباط چشمی در آنها می‌باشد.

۴.عدم تغییر مدرسه و فضای آموزشی کودک تا حد امکان:

این گروه، از میزان وابستگی شدید تری نسبت به کودکان عادی برخوردارند و باید از تغییرات غیر ضروری برایشان خودداری کرد، زیرا این جابه‌جایی در زمان جدایی والدین باعث ایجاد دوگانگی و اضطراب بیشتر می‌شود.

تغییر برای روند آموزش کودک در دو صورت منطقی است:
_ آموزش ها کارآمد نباشد.
_نیاز به ارتقا و کیفیت بیشتری باشد.

در نهایت طبق تحقیقات سن آموزش پذیر برای کودک مبتلا به اوتیسم بین ۵/۵ تا ۸_۹ سالگی گزارش شده است.
ثبات و میزان امنیت در این سن،بیشترین اهمیت ممکن را دارد و بهتر است اقدام به جدایی توسط والدین بعد از این سن انجام گیرد

سارا رمضانی | روان‌درمانگر