خواب برای ذهن و بدن، همان چیزی است که شارژر برای تلفن همراه است؛ اگر نباشد، انرژی زندگی زود تمام می‌شود. اما گاهی خواب، به‌جای ترمیم، خود تبدیل به مشکلی ناتوان‌کننده می‌شود. «اختلال پرخوابی» یا Hypersomnia یکی از اختلالات کمتر شناخته‌شده خواب است که با خواب بیش‌ازحد و احساس خستگی مزمن حتی پس از خواب طولانی مشخص می‌شود. برخلاف تصور عمومی، این وضعیت فقط «زیاد خوابیدن» نیست؛ بلکه نشانه‌ای از اختلال در عملکرد مغز در تنظیم چرخه بیداری و خواب است.

تعریف و معیارهای تشخیصی طبق آخرین ویرایش DSM-5-TR (2022)، پرخوابی شامل شرایطی است که فرد: • حداقل سه بار در هفته و برای مدت سه ماه یا بیشتر، خواب بیش از اندازه یا احساس خواب‌آلودگی مفرط در طول روز را تجربه می‌کند. • با وجود خواب شبانه کافی (حداقل ۷ ساعت)، در روز نیاز به چرت‌های مکرر دارد. • در فعالیت‌های روزمره مانند کار، تحصیل یا روابط اجتماعی دچار اختلال عملکرد می‌شود. این اختلال می‌تواند «اولیه» باشد (یعنی بدون علت دیگر)

یا «ثانویه»؛ که در این حالت ناشی از مشکلاتی مانند افسردگی، اختلال دوقطبی، نارکولپسی، یا مصرف داروهای خاص است.

علل و عوامل مؤثر پژوهش‌های تازه در سال‌های اخیر نشان می‌دهند که پرخوابی ترکیبی از عوامل عصبی‌زیستی، ژنتیکی و روان‌شناختی دارد: 1_اختلال در ریتم شبانه‌روزی (Circadian rhythm): تنظیم مغزی خواب‌ـ‌بیداری در هسته سوپراکیاسماتیک دچار ناهماهنگی می‌شود. 2_ناهنجاری‌های نوروترانسمیتری: سطح بیش‌ازحد GABA یا کاهش فعالیت هیپوکرتین (اُرکسین) در مغز می‌تواند موجب ماندن در حالت خواب‌آلودگی شود. 3_عوامل روانی: اضطراب مزمن، افسردگی، و سبک زندگی غیرفعال (sedentary lifestyle) از عوامل تشدیدکننده هستند. 4_عوامل محیطی و رفتاری: کار شبانه، مصرف الکل، داروهای آرام‌بخش، و نداشتن بهداشت خواب.

نشانه‌ها در زندگی روزمره بیماران مبتلا به پرخوابی معمولاً این وضعیت را چنین توصیف می‌کنند: «احساس می‌کنم هرچقدر هم بخوابم، باز بدنم بیدار نمی‌شود.»

«بیدار و هوشیار ماندن برایم سخت است.»

«بعد از خواب احساس اضطراب و سردرگمی دارم.» «صبح‌ها انگار از اعماق مه برمی‌خیزم؛ هیچ‌چیز واضح نیست.»

از منظر روان‌شناختی، این افراد ممکن است: • دچار کاهش تمرکز، کندی ذهنی، تحریک‌پذیری و احساس گناه به دلیل “تنبلی ظاهری” شوند. • روابط اجتماعی‌شان آسیب ببیند، چون اطرافیان مشکل را با «بی‌انگیزگی» اشتباه می‌گیرند. • در برخی موارد، پرخوابی نشانه‌ای از افسردگی آتی یا اختلال دو‌قطبی نوع دوم است.

روش‌های تشخیص تشخیص دقیق نیازمند ارزیابی بالینی و ابزارهای خواب‌سنجی است: • پُلی‌سومنوگرافی (Polysomnography): بررسی امواج مغزی، حرکات چشم و عضلات در طول خواب. • تست تأخیر خواب چندگانه (MSLT): اندازه‌گیری سرعت ورود فرد به مرحله خواب در طول روز. • پرسش‌نامه اپ‌ورث (Epworth Sleepiness Scale): ابزاری ساده برای سنجش میزان خواب‌آلودگی روزانه.
همچنین، روان‌شناس بالینی باید علل عاطفی و رفتاری را نیز بررسی کند تا از تشخیص اشتباه با افسردگی جلوگیری شود.

درمان و مداخلات روان‌شناختی درمان پرخوابی چندوجهی است و ترکیبی از روان‌درمانی، آموزش سبک زندگی، و در مواردی دارودرمانی به شمار می‌رود.

1_درمان شناختی‌رفتاری برای خواب (CBT-I و CBT-H):
 ◦ کمک به اصلاح باورهای ناسالم درباره خواب («هرچه بیشتر بخوابم، بهتر می‌شوم») ◦ تنظیم عادات رفتاری خواب (sleep hygiene) و تقویت ساختار روزانه. 2_تنظیم ریتم شبانه‌روزی:
 ◦ بیدار شدن در ساعات ثابت، نوردرمانی صبحگاهی، و محدود کردن چرت‌های طولانی. 3_دارودرمانی (در صورت نیاز):
 ◦ استفاده از محرک‌های سبک مانند مودافینیل یا آرمودافینیل تحت نظر پزشک. 4_رویکردهای روان‌تنی (Mind-Body):
 ◦ مدیتیشن، تمرینات تنفسی، و یوگای ترمیمی برای بهبود کیفیت هوشیاری.

پرخوابی فقط یک اختلال خواب نیست؛ نوعی اختلال در بیداریِ روان هم هست. فرد احساس می‌کند ذهنش «در مه» زندگی می‌کند، و این مه می‌تواند به بی‌انگیزگی، احساس بی‌فایده بودن و حتی انزوای اجتماعی بینجامد. از این رو، درمان موفق نه فقط تنظیم ساعت زیستی، بلکه بازگرداندن حس معنا، هدف و انگیزه در زندگی روزمره است.

نابع (بر اساس به‌روزترین مطالعات) • American Psychiatric Association. DSM-5-TR, 2022. • Trotti, L. (2023). Hypersomnia: Pathophysiology and Treatment. Sleep Medicine Reviews, 68, 101-112. • Vernet, C. & Arnulf, I. (2024). Idiopathic hypersomnia: Current diagnostic challenges. Journal of Sleep Research, 33(5). • Mignot, E. (2024). Orexin and hypersomnolence disorders. Nature Reviews Neurology, 20(3), 165–177